اخبار ادبیات



لازار ، اسطوره ی پیوند دهنده ی شرق و غرب


2018/September/09

«ژیلبر لازار» (Gilbert Lazard) فوریه 1920 در پاریس متولد شد و 98 سال بعد در همین شهر نیز بدرود حیات گفت اما دغدغه او نه این شهر که فرسنگ‌ها دورتر از آن، ایران بود؛ کشوری که زبان، فرهنگ و تمدنش چنان مسحورش کرد که سال‌های عمر طولانی خود را صرف پژوهش و بررسی آن کرد.
دکتر سید علاءالدین گوشه‌گیر استاد زبان‌شناسی و مردم شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز با نگاهی زبان‌شناختی به پژوهش‌های لازار، آثار این ایران‌شناس را به دو دسته متمایز تقسیم می‌کند: تحلیل‌های زبانشناختی به طور عام که در حوزه زبان‌شناسی عمومی قرار می‌گیرند و مطالعه زبان و ادبیات فارسی. لازار این دو رشته کار پژوهشی را به موازات هم ادامه داده است.
گوشه‌گیر در مورد آثار زبان‌شناختی لازار گفت: وی طی دوره طولانی فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی خود، هم به زبان و هم به ادبیات فارسی توجه داشته است. 
وی مطالعات پژوهشگر فرانسوی را به دو دوره آغازین و انتهایی تقسیم کرد: شکل‌گیری زبان فارسی در قرون اولیه هجری و بررسی اولین آثار منثور (از جمله رودکی) از یک‌سو و زبان و ادبیات معاصر (از جمله صادق هدایت) از سوی دیگر. 
گوشه‌گیر دستور زبان فارسی معاصر و فرهنگ دوزبانه فارسی-فرانسه را دو نمونه شاخص و در نوع خود، منحصر به فرد دانست و افزود: تدوین فرهنگ دو زبانه او، به لحاظ دقت و درستی در معادل‌یابی‌ها کاری سنگین و بی‌نظیر بوده که دهه‌ها صرف نگارش آن شده است. 
به گفته وی، موضوع منشا و شکل گیری زبان فارسی «نوین»، موسوم به فارسی «دری» در آثار کلاسیک، از مسائل بسیار پیچیده تاریخ تکوین زبان فارسی است که لازار و نیز ریچارد فرای از اولین دانشمندانی بودند که به آن پرداختند. چگونگی و روند آمیزش زبان پهلوی اواخر ساسانیان با عناصر زبان عربی و پیدایش فارسی دری، عمدتا در خراسان (و، برخلاف تصور، نه در غرب و جنوب غرب ایران)، به رغم بررسی‌های ارزشمند لازار در این زمینه، هنوز نیاز به کار پژوهشی دارد. 
حمیدرضا شعیری دکترای زبان و ادبیات فرانسه و استاد دانشگاه تربیت مدرس، لازار را پیوند دهنده شرق و غرب خواند و عنوان کرد: لازار را نمی توان به ترجمه ها و نوشته هایش محدود کرد بلکه او را باید اسطوره ای دانست که شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده است. لازار، گنجینه ادب فارسی و ایرانی را نه در کلام و صورت‌های زبانی و بلکه از درون و با درون مایه‌های فرهنگی، انسانی و معرفتی به جهان معرفی کرده است. لازار در تعریف واقعی فقط یک زبان‌شناس، مترجم و نویسنده نیست بلکه انسان شناسی است که دامنه و ابعاد حضور او از فردوسی، حافظ و خیام تا صادق هدایت و ادبیات مدرن ایرانی گسترش دارد. 
وی لازار را به نوعی «پیشگام تفکراتی مانند اندیشه‌های بینافرهنگی و ترافرهنگی» دانست که امروز در نظریه های مطالعات فرهنگی و ترجمه شناسی دارای اهمیت بسیار هستند. 
به اعتقاد شعیری، لازار را باید انتقال دهنده میراث فرهنگی خود به غرب و جهان بدانیم. او به عنوان دانشمندِ زبان، عقیده داشت که باید با مقایسه زبان‌ها با یکدیگر نقاط اشتراک آنها را بیابیم تا بتوانیم در راستای غنی‌سازی معرفت انسانی حرکت کنیم. 
به گفته این استاد نشانه‌شناسی، ژیلبر لازار اعتقاد داشت که نبوغ ایرانی همواره نبوغی بینا تمدنی است. او در تحلیل تحول ادبی و فرهنگی ایران بر این باور بود که تحولات ادبی امروز در راستای استمرار پیشینه ادبی و با توجه به ادبیات جهانی و ادبیات فرانسه پیش می‌رود و این به معنای این است که نبوغ ایرانی هیچ گاه از پیشینه ادبی خود در عین آشتی و هم‌آوایی با ادبیات مدرن و جهانی غافل نمانده است. 
«این تحلیل لازار نشان می دهد که فرهنگ و ادبیات ایران و دانشمندان آن همواره نگاه به بیرون و درون داشته اند. لازار خود اندیشمندی است که بیش از هر کس تفکر بینافرهنگی را در عمل و کنش تحقق بخشیده است. باشد که اندیشه و عمل لازار را در گنجینه میراث فرهنگی خود ثبت جدی نماییم و از آن برای تعامل و گفت و گوی بهره جوییم».
لازار در سال 1948 میلادی دیپلم زبان فارسی را از مدرسه ملی زبان‌های شرقی زنده فرانسه دریافت کرد و از سال 1958 تا 1966 میلادی زبان فارسی تدریس می‌کرد.
او که از رساله دکتری‌اش در سال 1948 با موضوع «شکل‌گیری زبان فارسی» در موسسه ملی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی (اینالکو) دفاع کرد از سال 1951 تا 1969 میلادی نیز تدریس در کلاس‌های تمدن ایرانی در دانشگاه سوربن را برعهده داشت.
وی از سال 1972 تا 1990، سرپرستی مطالعات زبان و لغت‌شناسی ایرانی را در مدرسه تحصیلات عالی فرانسه عهده دار بود و پس از آن تا سال 1990 مسئول گروه پژوهش زبان، ادبیات و فرهنگ ایرانی در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه و دانشگاه سوربن بود. در سال 1980 به عضویت فرهنگستان کتیبه‌شناسی و زبان‌های باستانی فرانسه نائل شد.
عمده آثار لازار که متخصص زبان‌شناسی عمومی بود و آثاری نیز در این زمینه داشت، به تمدن، فرهنگ، ادب و زبان فارسی معطوف بود.
کتاب‌هایی چون «دستور فارسی معاصر»، «زبان قدیمی‌ترین بناهای نثر فارسی»، «پهلوی، فارسی، دری: زبان‌های ایران پس از ابن مقفع»، «ظهور زبان فارسی جدید»، «بررسی وزن شعر ایران»، «آموزش زبان فارسی» و فرهنگ فارسی به فرانسه آثاری است که لازار با محوریت زبان و ادب فارسی نوشته است. وی مقالات متعددی نیز در مورد شعر کلاسیک ایران نگاشته است.
در کنار این آثار تالیفی، «نخستین شاعران فارسی زبان (قرن نهم و دهم)»، «مجموعه شعر و نثر فارسی (قرن یازدهم تا بیشتم)»، «فردوسی؛ کتاب پادشاهان»، «داستان‌های فارسی؛ ایران امروز به روایت نویسندگان»، «سه قطره خون صادق هدایت» و «عمر خیام؛ یکصد و یک رباعی» آثار ترجمه لازار را از فارسی به فرانسه تشکیل می‌دهند. 
این ایران‌شناس فرانسوی در دی‌ماه ۱۳۹۵ به عضویت افتخاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد. 
سال گذشته، هیات گزینش جایزه‌ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی بیست و چهارمین جایزه‌ ادبی و تاریخی خود را به ایران‌شناس نامدار فرانسوی، ژیلبر لازار تقدیم کرد. این جایزه که شامل یک لوح، یک نشان و یک قالی دستباف نائین زیور یافته با نام لازار بود که در خانه فرهنگ در پاریس- فرانسه (75006 ,Centre culturel d'Iran, N 6, Rue Jean Bart, Paris) به لازار اهدا شد.
این جایزه هر سال به فردی که در گسترش زبان فارسی و ایران‌شناسی، در داخل یا خارج از مرزهای ایران کوشیده است، اهدا می‌شود. سال گذشته این جایزه برای دومین بار به یک فرانسوی اهدا شد و همین مساله، جایگاه فرانسوی‌ها را در ایران‌شناسی واضح و بارز نشان ‌می‌دهد. 
پیشتر نیز این جایزه در شانزدهمین دوره، در سال 1390 به «شارل هانری دو فوشه کور» دانشمند فرانسوی و استاد دانشگاه سوربن اهدا شده بود.

منبع 





نام و نام خانوادگی

پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود




نام و نام خانوادگی

پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود پاسخ مورد نظر در این قسمت نمایش داده می شود




ارسال نظرات







ارسال